ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

837

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

زيرا فساد و تصحيف فراوانى به خط راه يافته بود و اشكال حروف و رسوم خط به كلى تغيير كرده و از زيبايى دور شده بود بحديكه بايد پس از رنج فراوان آنها را بخوانند ، و همين انحطاط به علت نقصان تمدن و فساد دولتها بديگر صنايع نيز راه يافته بود و خدا حكم مىكند و حكم او را رد كننده‌اى نيست [ 1 ] . [ و استاد ابو الحسن على بن هلال كاتب بغدادى معروف به ابن البواب را قصيده‌اى است در بحر بسيط به روىّ راء كه در آن صناعت خط و مواد آن را ياد كرده است و قصيدهء مزبور از بهترين دستورهايى است كه در اين باره نوشته شده است و من نقل آن را در اين فصل لازم ديدم تا كسانى كه در صدد آموختن اين هنراند از آن بهره‌مند شوند و قصيده بدينسان آغاز مىشود : « اى آنكه ميخواهى زيبا نوشتن را فرا گيرى ، و در جستجوى حسن خط و تصوير ميباشى ، اگر در فن نوشتن بر عزمى استوار هستى ، براى سهولت پيشرفت به مولاى خود راغب شو ، از ميان ( نى ) كلكها نوعى برگزين كه راست و سخت باشد تا بر هنر نوشتن به خوبى قادر شوى ، و هر گاه بخواهى قلم را بتراشى هنگام سنجيدن اندازهء وسط را در نظر گير ، به دو سر آن بنگر و آنگاه آن سرى را كه باريك‌تر است بتراش ، و از جايگاه تراش قلم تا نوك آن را چنان بتراش كه بشيوهء معتدلى باشد نه آن را دراز و نه كوتاه برگزين ، و شكاف ( فاق ) سر قلم را از وسط آن بزن تا تراش از دو سوى آن يكسان و به يك اندازه باشد ،

--> [ 1 - ) ] سورهء الرعد آيهء 41 . پايان فصل در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : « و خدا داناتر است » ، ولى در چاپ پاريس فصل تمام نميشود و پس از آيهء مزبور قريب سه صفحهء ديگر نيز در همين موضوع آمده است كه ما از ص 347 تا ص 349 آنها را در داخل كروشه ترجمه كرديم .